عروس نقره پوش

خرید بک لینک
امشب بلندترین شب سال هست و مثل پارسال ما تنها بودیم اما من مثل هر سال سفره ای کوچک و رنگی به عشق همسر و پسرم می چینمهرچند روزمو با خبر فوت جوونی از اشناها و اشک شروع کردم و هر یک ساعت به مرگ و این دنیای فانی فکر میکنمو الان هم اخر شبم رو با شنیدن خبر پارتی بازیهای ازمون استخدامی شرکت کرده به پایان رسوندم...به میمنت اینترنت عکس سفره خونه پدری را مادر برایم ارسال کردسفره ای ساده با کاهو و سکنجبیل و آشی که همسایه اورده بود و هندوانه ی گردی که اون وسط خودنمایی میکرد برای مادر نوشتم چرا اون هندونه قاچ نشده سر سفره ست؟! گفت کسی بهم کمک نکرد تزیینش کنمدلم گرفت که چرا من پیشش نیستم که کمکش میکر عروس نقره پوش...

ما را در سایت عروس نقره پوش دنبال می‌کنید

برچسب: یلدای, نویسنده: بازدید: 71 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 11:15

ساعت از یک بامداد گذشته...همسرم به دنبال طلب هایش به بیرون رفت و پسرکم که کمتر از دو ماه دیگر چهار سالش می شود خوابیده...منتظر تمام شدن لباسشویی بودم ...از گوشه کنار خانه اسباب بازیهایش را جمع میکنم...و فکرم...فکرم به عکس بسیار زیبایی ست که در اینستا دیده ام...زنی ساده و زیبا روبروی اینه ی میز ارایش زیبایی ایستاده ...عکس قدیمی ست شاید حدود سی سال پیش...یاد عکس های مادرم میوفتم...در تمام البوم خانوادگی صورت خود را با خودکار ابی خط زده ... اشک در چشمانم جمع می شود...من ان سالها نبودم و نمیدانم چه زجرهایی کشیده...فقط یک بار شنیدم که وقتی او عروس می شود و او را به خانه ی داماد یعنی در واقع اتاق عروس نقره پوش...

ما را در سایت عروس نقره پوش دنبال می‌کنید

برچسب: مادر, نویسنده: بازدید: 76 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 11:15

صفحه بندی